پر می شوم
هبوط دکتر شریعتی آذر ۲۹م, ۱۳۸۸پر می شوم ، پر میشوم ، پر می شوم ، پر می شوم….
و که می داند که پر شدن یعنی چه ؟
پر شدن یک انسان خالی یعنی چه؟
بارش بارانی تندر آسا ، صاعقه زن ، با قطره های سرد و درشت بر کشتزاری تشنه ، زرد و خشک که در کویری سوخته و ساکت عمری در انتظار باران سر به آسمان برداشته است،
چه حادثه ای است؟
که می داند؟
که می داند ؟ که می داند؟
من می دانم مهراوه !
من می دانم ای باران تند بهاری ! ای ابر باران خیز اسفندی که دامن پر از بهارت را ناگاه بر سرم افشاندی ! ای ابر سفید سبکبال اسفندی که ندانستم از کدامین افق آمدی؟ از کدامین دریا به نیروی آفتاب دوست داشتن بر خواستی و بر بالای سرم چتر سپید مهر افراشتی و با ناز انگشتان بارانت آن تک درخت خشک بی برگ و باری ا که از قلب تافته ی کویری ساکت و سوخته قامت کشیده بود و سر به دوزخ برداشته بود باغش کردی و در همه ی جنگل های زمین طاق!
من میدانم مهراوه ی من ! من و…. تو نمی دانی و تو نمی توانی دانست
که تو گل نازی که در گلخانه رو ئیده ای و من می دانم که در طوفان روئیده ام که سیلی ها خورده ام از باد و تبر ها خورده ام از هیزم شکنان ، که روئیده کویرم و تنها و تنهای تنها…..
سالها پیش دل من که به عشق ایمان داشت
تا نغمه ی جانبخش تو از دور شنید
اندرین مزرع آفت زده ی شوم حیات
شاخ امیدی کاشت
چشم بر راه تو بودم که تو کی می آیی
بر سر شاخه ی سرسبز امید دل من
که تو کی می خوانی….
هبوط…

مهر ۴م, ۱۳۸۸ در۱:۲۸ ب.ظ
سلام
مطلب بسیار بسیار قشنگی بود…اما من این مطلب رو در کتاب کویر(چاپ سال ۵۶) خوندم کتاب هبوط همون کتاب کویره؟ یا کویر جزیی از کتاب هبوط شده ؟ ممنون میشم اگر راهنمایی بفرمایید
مهر ۴م, ۱۳۸۸ در۵:۰۳ ب.ظ
کتاب هبوط یا رنج بودن که بعدا اونو با کویر یکی کردن و در چاپ جدید به اسم هبوط در کویر منتشر شده جز معدود کتاب های دکتر شریعتی و درونی ترین و عمیق ترین کتاب ایشون هست . خودشون میگن کتابی که از کویر کویری تره!