من کدامم؟!
کویر شریعتی دی ۳م, ۱۳۸۸من چه نیستم ؟ یعنی من چه هستم ؟
این سوال مرا به یاد شبی انداخت از شبهای سال ۱۳۳۷ در مشهد که چنان به زحمت افتادم که هنوز پس از هفت سال هرگاه بیاد آن می افتم بر خود می لرزم و آن هنگامی بود که ناگهان این سوال وحشتناک در من افتاد که :
« من کدامم ؟»
من فکر می کنم روح تو آن اندازه بزرگ بلند هست که وحشت این تردید را بتواند احساس کند . چه هراسی بالاتر ا این که کسی خود را در درون خویش گم کرده باشد ؟ چه پریشانی ای بیشتر از این که کسی بیگانه هایی را در درون خویش ، چه می گویم ؟ در خود خویش ، به چشم ببیند که چنان با خود خویش در هم آمیخته اند و خود را همانند او نموده اند که اکنون من نمیدانم خود در آن میانه کدامم؟
چه وحشتناک!
دکتر علی شریعتی / کویر/ نامه ای به دوستم

دی ۲۲م, ۱۳۸۸ در۲:۳۷ ب.ظ
سلام
زیبا بود عزیز. کاش دکتر زنده بود، کاش…
ما شا خه ای از ایل شقایق هستیم
با دردسر عشق موافق هستیم
از پرده چرا سخن بگویم حاشا
بگذار بدانند که عاشق هستیم